Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(319)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(55)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(3)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(231)

خانواده(77)

پرونده(978)

سلامت(402)

تبعید(25)

آزادی(356)

بازداشت(954)

حقوق بشر(207)

انتقال(294)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(971)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: نه به زندان تعداد بازدید:   1710 زمان ثبت:   13:11:02 1396-05-16
زندان فشافویه جهنمی در کویر
به گزارش بازداشت به نقل از نه به زندان رسول بداقی فعال صنفی معلمان که روز نهم مرداد پس از دو ماه حبس از زندان تهران بزرگ (زندان فشافویه) آزاد شده، زندان فشافویه را جهنمی در کویر توصیف کرده و می گوید:
در طول دو ماه حبس در این زندان بیش از هفت سال زندان و انفرادی در زندان‌های اوین و رجایی شهر، از نظر روانی شکنجه شده است.

ندامتگاه مرکزی تهران بزرگ یا زندان فشافویه که سال ۱۳۹۴ به بهره‌برداری رسیده، در جنوبی‌ترین منطقه استان تهران (۳۲ کیلومتری جنوب تهران) در حسن آباد قم واقع شده و برای نگهداری ۱۵ هزار تن از محکومان مواد مخدر ساخته شده است.
رسول بداقی که تجربه هفت ساله زندان خود را به اتهامات تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی بین سال‌های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۵ در زندان‌های اوین تهران و رجایی شهر کرج گذرانده، ندامتگاه تهران بزرگ را چنین توضیف می کند :
خود زندانیان به زندان تهران بزرگ می‌گویند فینال زندان‌های ایران، ولی من اسمش را گذاشته‌ام جهنمی در کویر، چون در کویر حسن آباد قم قرار گرفته و مخصوصا در تابستان یک جهنم بدون آب و وسایل خنک کننده است.
شکنجه روحی و روانی که در مدت زندان دو ماهه در ندامتگاه تهران بزرگ متحمل شده بیش از هفت سال زندان و تحمل انفرادی در زندان‌های اوین تهران و رجایی شهر بوده است. بندی که من بودم قرنطینه دو بود، هر سالن ۶ اتاق دارد و یک اتاق ۱۲ متری برای ۳۰ زندانی، آب گرم اصلا نداشتیم و آب سرد هم فقط یک ساعت در روز، ۱۷۰ زندانی هر سالن باید از یک توالت در طول روز استفاده می‌کردند و وضعیت درمان و بهداشت هم به طوری بود که من سالم وارد زندان شدم و بعد از دو ماه با گلودرد عفونی و چرکی خارج شدم.
اگرچه ظرفیت اسمی زندان مرکزی تهران بزرگ ۱۵۰۰۰ زندانی است ولی عملا چیزی حدود دو برابر ظرفیت در بعضی از بندها نگهداری می‌شوند. من همه بندها را ندیدم ولی اگر اتاق خودمان را قیاس بگیریم، در اتاقی که تخت برای ۱۲ نفر وجود داشت، ۲۵ تا ۳۰ نفر می‌خوابیدند، یعنی در همین بند قرنطینه بیشتر از دو برابر ظرفیت نگهداری می‌شدند.
مراقبت‌های بهداشتی در ندامتگاه تهران بزرگ جدی گرفته نمی‌شود و زندانیان با نوعی جیره‌بندی آب روبرو هستند. بهداشت آنجا شوخی است. چون حتی آب نیست و بدون آب حتی نمی‌شود زندگی کرد، زندان تهران بزرگ روزی فقط یک ساعت آب سرد وصل می‌شود و باید آب ذخیره کنید برای طول روز یعنی جیره‌بندی، کسانی که خیلی به بهداشت اهمیت می‌‌دهند به اصطلاح خودشان دوش آفتابه می‌گیرند، یعنی با یک آفتابه آب در هواخوری دوش می‌گیرند. به دلیل ازدحام و نبودن آب شپش و ساس در اتاق‌ها کاملا عادی است.
در این زندان حتی بیمارانی که ایدز و هپاتیت مثبت هستند هم نه از بقیه تفکیک شده‌اند و نه مراقبت دیگری از آنان می‌شود، خودشان و همه بند هم می‌دانند ولی برای کسی اهمیت ندارد، چیزی به نام مراجعه به بهداری هم در صورتی وجود دارد که کاملا از پا بیفتید و بقیه شما را برسانند به بهداری و آنجا نهایتا یک سرمی وصل کنند. من وقتی برای گلودرد به زندانبان گفتم باید بروم بهداری، خنده اش گرفت و همان تبدیل به یک عفونت چرکی سخت شد که الان بعد آزادی دنبال درمانش هستم، سیگار و مواد مخدر به صورت ۲۴ ساعته در اتاق‌ها و سالن‌ها مصرف می‌شود و انگار کل سالن در مه فرو رفته.

ندامتگاه تهران بزرگ برای سهولت اداره زندان و ارتباط نداشتن با زندانی‌ها از خود زندانیان برای برقراری نظم استفاده می‌کند. در هر سالن این زندان حدود ده زندانی با اتهامات خطرناک با گرفتن امتیازاتی وظیفه برقراری نظم را به عهده دارند. هر سالن وکیل بند و چند زندانی دارد به اسم انتظامات که معمولا از زندانیان قلدر و با اتهامات خطرناکند، این انتظامات در هر سالن اتاق و تلفن و دستشویی و حمام جداگانه دارند، مثلا یک دستشویی برای ۱۷۰ زندانی و یک دستشویی هم برای ده دوازده نفری که به عنوان انتظامات به زندانبان کمک می‌کنند، و انتظامات در مقابل این امتیازها زندانیان را سرکوب و حتی تنبیه می‌کند.

بداقی اضافه می کند:
زندانیان در ندامتگاه تهران بزرگ هم از نظر روانی و هم از نظر روحی شکنجه می‌شوند. توهین و تحقیر و فحاشی که آن قدر طبیعی است که حتی رئیس زندان هم از پشت بلندگو به همه زندانیان فحش رکیک خواهر و مادر می‌داد، کتک زدن زندانیان به بهانه‌های متفاوت هم عادی بود، چه زندانبان‌ها و چه انتظامات و زندانیان قدرتمندتر، مثلا موقع آمار صبحگاهی زندانیان را مجبور می‌کردند یک یا دو ساعت روی دو زانو بایستند و حق نداشتند بنشینند یا بایستند، فقط سلیقه‌ای بود که کدام زندانبان کمتر اذیت می‌کرد یا بیشتر.

مهر می نویسد:چند سالی خرید زمین و ساخت ندامتگاه بزرگ تهران زمان برد، شاید ۵ یا ۶ سال. هنوز هم البته صدای ساخت و ساز از داخل زندان می آید. اما مشکل فقط این نیست بلکه وقتی زندانیان هنگام غروب آفتاب آزاد می شوند دردسر آغاز می شود.»

جاده قدیم قم، پلیس راه حسن آباد، جاده چرمشهر، کیلومتر ۵، شهرک صنعتی بیجین، مجتمع ندامتگاه تهران بزرگ در واقع به بزرگترین زندان خاورمیانه معروف است. این ندامتگاه دارای ۶ زندان بزرگ است که در حال حاضر بخشی از زندانیان قزل حصار و رجایی شهر و اوین را در خود جای داده که بیشتر آنها سارقان هستند.

هرچند مشکل این زندان از نوع مشکل فاضلاب زندان رجایی شهر و قزلحصار نیست اما این زندان مشکلاتی را برای روستاهای همجوار و روستائیان به همراه داشته است. ضمن اینکه طی مسیر ۵ کیلومتری زندان تا جاده، سهمیه هر زندانی است که از زندان آزاد می شود. به نحوی که ابتدای جاده چرمشهر یک ایستگاه اتوبوس و تاکسی وجود دارد که در این ایستگاه خبری از اتوبوس نیست. این مسیر ۲ تاکسی هم دارد که به دلخواه خود مسافرکشی می کنند و حتی گاهی مسافران مجبورند یک تا ۳ ساعت منتظر تاکسی شوند.

نزدیک ترین روستا به ندامتگاه بزرگ تهران روستای «آراد» است که قدمتی ۵۰۰ تا ۶۰۰ ساله دارد. جمعیت این روستا ۳۵ خانوار بوده که در محاصره زمین های زراعی بنیاد تعاون زندانیان قرارگرفته است. ریش‌سفید روستا می گفت: من و پدر و جدم در این روستا زندگی کردیم اما دهیار نداریم چون جمعیت روستا کم است. در مورد مشکلات همسایگی با زندان سوال کردیم که گفت: جاده چرمشهر روشنایی ندارد و بعد از غروب آفتاب این جاده ظلمات می شود. همان وقت هم زندانیانی که یا آزاد شده یا با قرار آزاد می شوند به دلیل نبودن اتوبوس و تاکسی مجبورند طول ۵ کیلومتری جاده را تا خیابان اصلی قم پیاده طی کنند...

معلم آزاده و یکی از اعضای کانون صنفی معلمان؛ آقای رسول بداقی روز نهم مرداد پس از دو ماه حبس از زندان تهران بزرگ (زندان فشافویه) آزاد شد.
رسول بداقی به دلیل فعالیت‌های صنفی و سندیکایی بین سال‌های ۸۸ تا ۹۵ زندانی و از کار در آموزش و پرورش اخراج شد. وی نوزدهم اردیبهشت ۹۵ کمی پس از آزادی و زمانی که برای دیدار همکار زندانی و بیمارش، محمود بهشتی لنگرودی، به بیمارستان رفته بود، توسط مأموران نیروی انتظامی مضروب و بازداشت و پس از سه روز به قید کفالت آزاد شد.
دادگاه در این پرونده او را نهایتا به اتهام تمرد از ماموران دولت حین انجام وظیفه، به صورت غیابی به چهار ماه زندان محکوم کرده و او در ۲۷ خرداد ۱۳۹۶ به ندامتگاه تهران بزرگ منتقل شده و در نهم مرداد آزاد شده است.
دادگاه به دلیل تاخیر نیم ساعته حکم را به صورت غیابی صادر کرده است.آقای بداقی در مصاحبه به کمپین حقوق بشر ایران می گوید :پرونده یک سال به تاخیر افتاد از طرف دادگاه شهید قدوسی در ونک و ما هر بار رفتیم موکول شد به زمان دیگری، دست آخر در یکی از همین روزها من با نیم ساعت تاخیر به دادگاه رسیدم ولی این بار حاضر نشدند محاکمه را تجدید کنند و دادگاه حکم چهار ماه زندان غیابی صادر کرد، من به صورت کتبی اعتراض کردم و دفاعیات خودم را نوشتم ولی بیفایده بود و دادگاه تجدیدنظر هم همین حکم را تایید کرد.
رسول بداقی ۲۷ خرداد ۱۳۹۶ پس از احضار از سوی دادسرای اوین، راهی زندان تهران بزرگ شده و تا پس از آزادی در تاریخ نهم مرداد، زندانی شدن خود را رسانه‌ای نکرده است. این معلم اخراج شده دلیل رسانه‌ای نشدن ورودش به زندان را تمرکز بر وضعیت معلمان زندانی با حبس طولانی و جلوگیری از ایجاد نگرانی در بین همکارانش عنوان کرد: «خواستم توان و تمرکز کانون صنفی و معلمان روی دفاع از معلمانی مانند اسماعیل عبدی و محسن عمرانی باشد که زندانی هستند و دوم این که نخواستم همکاران را نگران کنم و دلایلی مانند این.»
رسول بداقی، معلم ۴۷ ساله و کارشناس مدیریت آموزشی که پدر سه فرزند است، تا پیش از بازداشت شدن به دلیل فعالیت‌های صنفی و سیاسی‌اش در سال ۱۳۸۸، به عنوان یک معلم رسمی در دبیرستان‌های اسلامشهر از توابع استان تهران تدریس می‌کرد ولی در حین تحمل حبس از کار اخراج شد.
تعداد همدردی=1
 نظرات:

من نمیدانستم همچی جائی هم هست واقعا متاسفم...

3 ماه قبل ·

Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد

اولین اثر عالی پیام (هالو) پس از آزادی از زندان رجایی شهر

توضیحات همسر فریبا کمال‌آبادی در مورد دیدار خبرساز فائزه هاشمی




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز

وضعیت مخاطره آمیز برای تمام زندانیان رجایی شهر بویژه ، زندانیان بهایی : جمال الدین خانجانی، فرهاد اقبالی و فرهاد فهندژ




آخرین بازدید

زندان فشافویه جهنمی در کویر

تهدید اعدام زندانیان اهل سنت در طلوع آفتاب فردا

انتقال ۵ شهروند اشنویه ای به زندان

امروز هفدهم شهریور ماه سالگرد شهادت هفت تن از بهاییان یزد ( شهدای سبعه )

تبعید یوسف کاکه ممی به زندان مرکزی تبریز

دو زندانی در زندان رجایی شهر کرج اعدام شدند

تایید خبر بازداشت شماری از شرکت‌کنندگان در تظاهرات تهران

آمانج ویسی نوجوانی در انتظار اعدام

حکم یک سال حبس برای یکی از شاگردان بنیان‌گذار عرفان حلقه

زندان خورین ورامین؛ مرگ یک زندانی در سایه عدم رسیدگی پزشکی




آخرین نظرات

واقعا باعث بسی تاسف است

خب حالا که معلوم شده رژیم جمهوری اسلامی چه ماهیتی دارد ...

من با سعید در سالهای ۸۰ و ۸۱ در بند ۲۰۹ اوین هم بند و هم س...

روحشان شاد و یادشان گرامی باد ما به یاری آنان از ملکوت ا...

من نمیدانستم همچی جائی هم هست واقعا متاسفم...

فرزاد کننده ست ادم نون وجود و غیرتشو میخوره رجایی شهر نظ...

من با اعدام مخالف هستم

سعيد رضايي ابدانان هفت چشمه ٩اسفند ٩٦نيز اعدام شد

.سروده ای بسیار زیبا و لطیف بود عید اعظم رضوان را بشما ع...

امیدواریم هم تندرست باشد و نیز خیلی زود به خانه برگردد..