Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(965)

گزارشات(291)

زندانها(288)

بیانیه(67)

عفو(14)

اعتراض(51)

مجهول المکان(106)

خودکشی(26)

خاطرات(38)

آزادی موقت(161)

تبرئه(8)

فرار(16)

قتل(3)

ملاقات(6)

تهدید(10)

نامه ها(322)

اعتصاب(533)

احضار(209)

خانواده(68)

پرونده(844)

سلامت(353)

تبعید(22)

آزادی(332)

بازداشت(811)

حقوق بشر(202)

انتقال(261)

مرخصی(192)

اعدام(572)

بیوگرافی(29)

وفات(29)

صدمات(903)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: کلمه تعداد بازدید:   1074 زمان ثبت:   02:08:19 1395-01-29
روایتی از بیست و هشت فروردین؛ روز مظلومیت و استقامت زندانیان سیاسی
به گزارش بازداشت به نقل از کلمه عصر پنج شنبه ۲۸ فروردین بود که خبر آمد به بند ۳۵۰ زندان اوین حمله شده است. اولین بار نبود که به بند بازرسی می‌زدند. بارها و بارها بازرسی‌های آرام و خشن را تجربه کرده بودند زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ و دیگر زندانیان سیاسی در بندها و زندان‌های دیگر کشور. اما این بار بند ۳۵۰ شاهد صحنه‌هایی بی‌سابقه در دو دهه‌ی اخیر بود.

شب به نیمه نرسیده بود که جزییاتی تکان دهنده از ضرب و شتم منتشر شد. خبری که نام بند ۳۵۰ را به بطن مردم برد تا همه از هم بپرسند که خشم امنیتی‌ها از چه بود که اینطور با باتوم بر سر زندانیان فرود آمد.

روز ۲۸ فروردین ۹۳، پنجشنبه سیاه اوین برای زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین هرگز فراموش نخواهد شد. روزی که عده‌ی زیادی از مامورین انتظامی زندان‌های رجایی‌شهر، قزل‌حصار و تهران بزرگ را بدون اطلاع رییس زندان به اوین آورده و با بازرسی غیرمعمول در روز تعطیل، به گفته خودشان، خواستند که از زندانیان بند ۳۵۰ زهر چشم بگیرند. مجموع تعداد سربازان و پاسیاران و مامورینی که به بند ۳۵۰ آمده بودند تقریبا برابر با تعداد کل زندانیان بند یعنی حدود ۲۰۰ نفر بود. و این یعنی برای بازرسی و برخورد با هر زندانی یک مامور حاضر بود.

آن‌ها را صبح زود به اداره کل زندان‌های استان تهران زیر نظر سهراب سلیمانی برده و به گفته یکی از ماموران پس از سخنرانی مختصری با کنایه از یک کار مهم در آن روز به صورت مبهم گفته بودند. سخنانی که برای ماموران این تصور را ایجاد کرده بود که قرار است به ملاقات یکی از مسؤلان درجه یک نظام و احتمالا رهبری بروند. لباس‌های شیک و رسمی ماموران، خود مهر تاییدی بود بر اینکه آنان نیز نباید می‌دانستند عازم کجا هستند. مدیریت این برنامه با سهراب سلیمانی و معاونینش سرهنگ امانیان و رییس حفاظت کل مسگریان و سیدحسن هاشمی (معروف به سید عدم) بوده که البته نمایندگان دادستانی و وزارت اطلاعات و سپاه هم حضور داشتند.

به مامورین و سربازانی که آمده بودند اینطور القا شده بود که با عده‌ای زندانی شورشی سروکار دارند و آن‌ها هم تقریبا‌‌ همان رفتاری را داشتند که در چنین موقعیت‌هایی دارند. سربازان هم باتوم به همراه داشتند و زمانی که زندانیان از جلویشان رد می‌شدند اکثرشان با باتوم زندانیان را می‌زدند، مامورین هم که غالبا ورزشکار و قوی هیکل انتخاب شده بودند، از پشت زندانیان دست بسته را کتک می‌زدند.

کمتر کسی بود که در آن روز از حملات فیزیکی یا زبانی و توهین‌ها در امان مانده باشد. عده‌ی بیشماری را هم به انفرادی ۲۴۰ بردند و با تهدید و تحقیر موهای سر و صورتشان را از ته زدند. هر کسی هم که ممانعت می‌کرد کتک می‌زدند.

شنبه ۳۰ فروردین ۷۴ زندانی محبوس در بند ۳۵۰ در شهادت نامه ای تصریح کردند به آنچه در پنج شنبه‌ی سیاه گذشت و در لیستی جزییات مجروحین و فجایع را تشریح کردند.

این بار دیگر تنها رسانه‌های سبز و رسانه‌های خارج از کشور نبودند که گزارش از یک واقعه‌ی غیرقانونی و غیرانسانی در زندان اوین می‌دادند. صبح روز شنبه روزنامه‌های رسمی کشور نیز با گفت‌وگوها و یادداشت‌های اعتراضی خود، وزیر اطلاعات را واداشتند که اعلام کند به زودی اطلاعیه‌ای منتشر خواهیم کرد. ضرب و شتم در اوین به تاکسی‌ها و مغازه‌ها و خانه‌ها راه پیدا کرد و همه می‌پرسیدند ماجرای بند ۳۵۰ چه بوده است؟!

دوشنبه اول اردیبهشت خانواده ۲۲ تن از زندانیان محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در استمدادنامه‌ای خطاب به علی مطهری که اولین واکنش مسئولانه در این ماجرا را داشت درخواست کردند که اجازه ندهد تحقیقات مجلس به انحراف کشیده شود. تجربه‌ای که پیش از این بارها شاهد آن بوده‌ایم.

روزهای دوشنبه روز ملاقات بند ۳۵۰ است و خانواده‌های نگران یک به یک وارد سالن ملاقات می‌شوند. به جرات می‌توان گفت سالن ملاقات زندان اوین ملتهب ترین روز خود را سپری کرد. چشم‌ها به پرده های سبزی است که قرار است بالا برود تا شیشه‌های هرچند کثیف کابین ملاقات گواهی دهند که حال زندانیان چگونه است. و تنها لحظاتی کافی بود تا اورژانس خبر کنند و بطری‌های آب بیاورند. مادرانی که با دیدن سر و روی فرزندانشان از هوش رفتند و زندانیانی که به رغم جراحات جدی سعی می‌کردند با لبخند به استقبال ملاقات‌کنندگان خود بروند.

رئیس سازمان زندان‌ها که در سه روز گذشته بارها به تناقض‌گویی درباره حمله به بند ۳۵۰ اوین پرداخته بود صبح دوشنبه با تغییر ادعاهای خود گفت که “هیچ گونه درگیری و ایجاد ضربی از ناحیه همکاران ما رخ نداده” و تنها یک جابه‌جایی انجام شده است!

حالا دیگر خانواده‌های زندانیان سیاسی یک نگرانی دیگر هم پیدا کرده بودند. زندانیان گفته بودند دست به اعتصاب غذا می‌زنند و ساعتی از ملاقات نگذشت که بیانیه ۱۲ زندانی سیاسی سبز منتشر شد. همراهی با اعتصاب غذای انفرادی رفته‌ها، درخواست پیگیری پنج شنبه سیاه و مداوای آسیب‌دیدگان.

خانواده‌ها یکی یکی مصاحبه می‌کنند و از آنچه دیده بودند می‌گویند. از سرو گردن باند پیچی شده‌ی اکبر امینی تا دنده‌های شکسته کبودوند. دو کلمه در کلام خانواده‌ها تکرار می‌شد. “زندان ابوغریب” و “فاجعه”.

ساعت‌های بی‌خبری از زندانیان به انفرادی رفته‌ای که ملاقات نگرفتند سخت می‌گذشت. تا اینکه خبر آمد بهزاد عرب‌گل از انفرادی تماس گرفته و خبر از سر و بینی شکسته‌اش داده. از محمدامین هادوی هیچ خبری نبود. مرد خوشنام و مومن بند ۳۵۰. مردی که اینک در آستانه‌ی آزادی است و هنوز به مرخصی نرفته است.

روز سه شنبه ۲۱ زندانی دیگر به جمع اعتصابیون پیوستند و این روز هم با نامه‌ی تلخ و پر درد عماد بهاور تمام می شود. عماد بهاور، جوان محجوب دربند در نامه اش می نویسد: “چرا می زنید” اینگونه تفسیر شد که “چرا من را نمی زنید” و ناگهان چند نفر بر سرم ریختند و با چک و لگد به آن طرف بند بردند. حاجی روبرویم ایستاد و پرسید تو کی هستی؟ گفتم: “عماد بهاور از ستاد مهندس موسوی”. صد و بیست کیلویی با مشت به صورتم کوبید. شروع کردند به فحاشی و ناسزا گفتن به مهندس. صد و سی کیلویی دستانش را از بین پاهایم حلقه کرد، بلندم کرد و به زمین کوبید. بازهم مشت و لگد و باتون بر سرم بارید. دوباره بلند شدم، توی صورت حاجی ایستادم و گفتم: “ما پنج سال است که ایستاده‌ایم…”.

و “ما ۵ سال است که ایستاده‌ایم” ترجیع بند بحقی بود برای سرمایه‌هایی که جوانیشان در حبس می‌گذرد..


پنج‌شنبه چهارم اردیبهشت خبر می آید که ۷ زندانی سیاسی رجایی شهر در اعلام همبستگی با یاران خود در اوین دست به اعتصاب غذا زده اند. خانواده های زندانیان سیاسی هم روزه سیاسی می گیرند و ۴۰۰ فعال مدنی به روحانی می نویسند که در برابر ظلمی که به فرزندان ایران زمین می شود سکوت نکند.

حسین رونقی هم در یادداشتی از ضرب و شتم می گوید و هوایی که برای تنفس کم شده بود. جوانی با حکم ۱۵ سال حبس امروز روایت می کند از یک پنج شنبه ی سیاه و روزهایی که گذشت، هرچند سخت..

روزهای متوالی گذشت و بحران بند ۳۵۰ هم چونان دیگر بحران‌های ساخته شده توسط نیروهای امنیتی به پایان رسید اما ۲۸ فروردین به نام پنجشنبه سیاه در حافظه‌ی زندانیان سیاسی کشور ثبت شد و زندانیان خواهان ثبت این روز با نام «زندانیان سیاسی» در تقویم کشور هستند. روزی که با توجه به سانسور حاکم بر کشور خصوصا در قوه قضاییه و سازمان زندان‌ها، یادآور جنایت مسئولین سازمان زندان‌ها بر زندانیان مظلومی است که هیچ مرجع مستقل خارج از قوه قضاییه نتوانسته به این عمل زشت و ناپسند رسیدگی کرده و نتیجه‌اش را اعلام کند. دقیقا مانند آنچه که در سال ۸۸ و بعد از انتخابات بر مردم و جوانان این کشور رفت و هنوز هم بعد از سال‌ها حصر میرحسین و رهنورد و کروبی و کشته و زندانی شدن هزاران نفر، هیچ مرجعی به این جنایت بزرگ به صورت عادلانه رسیدگی نکرده و نمی‌تواند بکند.

در بند ۳۵۰ حدود ۳۰ دوربین مداربسته وجود دارد که فیلم‌های موجود آن نشان‌دهنده‌ی جنایاتی است که در آن روز انجام شد. زندانیان بند ۳۵۰ از ضرب و شتم و هتاکی‌ها به دادستانی تهران شکایت‌های متعددی انجام دادند که هیچکدام از آن‌ها نتیجه‌ای نداشته و به آن‌ها پاسخی داده نشده است. در این میان قوه قضاییه برای برداشتن فشار‌ها از روی خود فقط محسن اسماعیلی رئیس سازمان زندان‌ها را عزل کرد ولی به تخلفات سهراب سلیمانی و دیگر معاونان و کارکنان که آن روز به بند ۳۵۰ آمده بودند نه تنها رسیدگی نشد بلکه به آن‌ها پاداش نقدی هم داده شده و کتبا هم تشویق شدند.

بعد از دو سال انتظار شاکیان دیگر امیدی به رسیدگی به این شکایات ندارند ولی امیدوارند که پس از این جلوی چنین تخلفات و تعرضاتی به هیچ زندانی ای در تمام زندان‌های کشور گرفته شود و به محض اطلاع از هر گونه اجحافی به زندانیان، مسئولینی باشند که به آن تخلفات رسیدگی کنند و دیگر هیچ زندانی مورد ضرب و شتم، تعرض و تحقیر قرار نگیرد.
تعداد همدردی=0
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com





بیشترین همدردی

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد

اولین اثر عالی پیام (هالو) پس از آزادی از زندان رجایی شهر

توضیحات همسر فریبا کمال‌آبادی در مورد دیدار خبرساز فائزه هاشمی




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز

وضعیت مخاطره آمیز برای تمام زندانیان رجایی شهر بویژه ، زندانیان بهایی : جمال الدین خانجانی، فرهاد اقبالی و فرهاد فهندژ




آخرین بازدید

روایتی از بیست و هشت فروردین؛ روز مظلومیت و استقامت زندانیان سیاسی

سفارت ایران در لندن سخنان همسر نازنین زاغری را تکذیب کرد

گوترش: مجازات اعدام جایگاهی در قرن ۲۱ ندارد

ناهید گرجی به سه سال حبس قطعی محکوم شد

جای خط طناب دار بر روی گردن بلورین زرین نقش بسته بود

بی‌خبری از امید اقدمی، شاعر و فعال حقوق کودک تبریزی پس از حمله وزارت اطلاعات به خانه‌اش

تفهیم اتهام شهنام گلشنی در دادسرای امنیت و اولین بازجویی رسمی

صدور حکم اعدام برای سه تن به اتهام محاربه در دادگاه انقلاب زاهدان

تداوم مانع تراشی مسئولان زندان در اعزام رضا شهابی به بیمارستان

خاطرات بند قاچاقچیان دانه درشت زندان رجایی شهر




آخرین نظرات

خدایا هر دو را حفظ فرما. پیمان قیامی یکی از انسان ترین کس...

ايشان حسن ممتاز هستند. (بنده برادر ايشان بهنام ممتاز هست...

لعنت به ذات کثیف حکومت اسلامی

محمد نظری باید فورا ازاد شود

به کدامین گناه محمد نظری را زجر کش میکنید؟ ایا کرد بودن ...

علیرغم انکه از دید بندە به عنوان یک کرد مایه افتخارمی بو...

شکرخدا که اومدی خندهات زندگی می بخشه شعرهات امید...شاعر ...

چه نظری باید داد درزمانیکه کشوری به اشغال وملتی به اسار...

مسعود جعفرابادی بی شک جز نخبگان ارزنده این کشور است و ای...

misheh yeki be man begeh chera ashk rang nadareh