Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(320)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(56)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(4)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(232)

خانواده(77)

پرونده(980)

سلامت(404)

تبعید(26)

آزادی(356)

بازداشت(956)

حقوق بشر(207)

انتقال(295)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(975)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: بازداشت تعداد بازدید:   1962 زمان ثبت:   11:54:34 1394-12-24
نامه ای از یک همبندی به هالو
به گزارش بازداشت :

این نامه را یکی از زندانیان سیاسی به من داد. شاید روزی نامش را فاش کردم که حتما خواهم کرد.

برای محمدرضا عالی پیام:
سخت درگیرت کردند و عجب می دانم که دانسته این کار را کرده باشند. روزگاری کالبدت آزاد بود، همچون افکارت. نقد می کردی و طنازی. از قضا طبع روانی هم داشتی. این همه داشته، چون اسبِ راهواری زیر پایت بود که سوار بر آن در عرصه ی شعر و ادب فارسی به هر جا و هر طرف که اراده می کردی، تاختی می زدی و توشه ای در کشکول بر می گشتی. اما... درد را می شناختی، ولی هنوز دردت نیامده بود.
تا اینکه یک جای خالی در زندان ردیف شد و تو را هم به زندان آوردند و داستان شروع شد. بار اول و دوم خواستند تو را بترسانند و دو سه ماهی نگه ات داشتند. نشد و نترسیدی. این بار خواستند ساکتت کنند و سالی نگه ات داشتند و به همگان و زندانبان سپردند که حالت را بگیرند(نقل به مضمون) و اینبار الحق که سخت درگیرت کردند و بعید می دانم دانسته این بلا را بر سر خود آورده باشند. شدی بلای جانشان. طبع ات روان بود، سرت هم نترس شد. زبانت شیرین بود... اما این بار و در گوشه نشینی زندان وقتی ساکنان انتهای کوره راه ها را هم دیدی و هم سفره شان شدی، وقتی توسن راهوار طبعت در مسیر سنگلاخ بی راهه های خاطرات مردمان رنجیده خاطر شد، وقتی جانت آتش گرفت، زبانت تلخ شد و حرف هایت شراره های گدازان دماوندی را که خاموش بود مجددن به خاطر خواب آلوده ی ادبیات طنز ایران مثل یک سیلی ناگهان یادآور شد. شاعر بودی، قلندر شدی. با خودت هم درگیر شده ای. می دانم.
هی لگام اسبت را به فرمان عقل می کشی تا شیهه کشان خواب آسوده ی کاهنان بت پرست لم داده بر اریکه ی تخت عاج ناز بالش های باکره را آشفته نکند. اما مگر می شود؟
کالبدت را زندانی کردند، در عوض فکر و روحت را پراندند. پراندند مثل بادبادک های آسمان در اول مهر. یادت می آید؟ وقتی مدرسه ها باز می شد. بادبادک های سرکش در آسمان چقدر بی تاب پرواز و بالا رفتن بودند و ما با نخ عقل آن ها را مهار می کردیم تا در سقف مجاز و امن پرواز کنند. این است که می گویم آن ها که تو را درگیر حبس کردند نخ بادبادکت را پاره کردند. ندانستند چه می کنند. شاید خودت هم که روز اول حبس به اتاق من آمدی و نشسته بودی، با آن حال خسته، باورت نمی شد که در نتیجه ی حبس تنت، آنقدر اندیشه ات به پرواز درآید که در جسمت نگنجد.
یکی آمد و ندانسته دستی به چراغ جادوی غبار گرفته ای کشید و غول چراغ جادو را از خواب بیدار کرد. چند روز دیگر قرار است از حبس بیرونت کنند، چند روز پیش حادثه ای باعث شد که ابرویت تا بالای پیشانی شکاف بردارد. مردم، روزی که تو را در بیرون ببینند، زخم بدی را که روی صورتت هست را می بینند، ولی شاید کمترشان بدانند که چه زخمی بر روح و روانت گذاشته اند. زخم خوبی که تو و مردم تا ابد مدیون اثرات آن خواهید بود.
بادبادک روحت از بند دستانت جسته، حالا حالا ها باید به دنبالش بدوی.

هم بندیت در رجایی شهر
تعداد همدردی=0
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

زینب سکانوند در زندان ارومیه اعدام شد

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز




آخرین بازدید

نامه ای از یک همبندی به هالو

انتقاد عفو بین‌الملل از اعمال روش‌های تحقیر آمیز درباره محمود صالحی و محمد نظری

طاهره رضایی به زندان یزد منتقل شد

انتقال کارگران شهرداری معترض بازداشت شده در اهواز به زندان سپیدار

آیت‌الله محمدرضا نکونام برای چهارمین بار طی ماه اخیر به زندان ساحلی قم منتقل شد

عذرخواهی بوریس جانسون به دلیل بیان سخنان نادرست دربارۀ نازنین زاغری

زندان کارون اهواز تعطیل شد

ادامه بی‌خبری از وضعیت عرفان ساعدپناه

نسیم باقری شهروند بهایی از زندان اوین آزاد شد

حبس در ۷۱ سالگی، پاسخ حکومتگران به دانشمند نگران منافع ملی




آخرین نظرات

داداشی ایشالا آزادیت

با امتنان از خانم مهر انگیز کار که با مهر مبادرت به کاری ...

آنها همچنان ما را سرکوب میکنند و ما با تکیه بر آموزشهای ...

نمیدونم چی بگم امامدتها قبل پسرفامیلمون موتوری دزدی نا...

سلام این ننگ را به جامعه اهل سنت باید تسلیت گفت

هموطنان عزيز سلام .سخني کوتاه با عاشقان شهدا با عاشقان ا...

بخودت بیاازتاثیر گذاران مفلوک خوددوری کن بیخودی رابیشت...

سلام آقای گلشنی از خاطرات اقامتتان در شهرستان ساوه برای...

من ۳ فروردین ۹۷ به دلیل مهریه رفتم زندان زندان مرکزی بو...

خوبه که . همه ی ضد انقلاب ها و منافقا رو میگیریم اینطوری