Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
  بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشتگاه ها
صفحه اصلی خبرهای ثبت شده توسط شما ثبت خبر توسط شما درباره بازداشت
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
حمایت(1044)

گزارشات(299)

زندانها(320)

بیانیه(68)

عفو(14)

اعتراض(56)

مجهول المکان(115)

خودکشی(30)

خاطرات(38)

آزادی موقت(215)

تبرئه(9)

فرار(17)

قتل(4)

ملاقات(10)

تهدید(14)

نامه ها(340)

اعتصاب(574)

احضار(232)

خانواده(77)

پرونده(980)

سلامت(404)

تبعید(26)

آزادی(356)

بازداشت(956)

حقوق بشر(207)

انتقال(295)

مرخصی(211)

اعدام(648)

بیوگرافی(29)

وفات(47)

صدمات(975)

بخشش(57)

اجازه تماس(1)

  
منبع: ملی مذهبی تعداد بازدید:   2152 زمان ثبت:   16:14:13 1394-12-14
آقای رئیس جمهور علت این همه ظلم به مادرم چیست؟
به گزارش بازداشت به نقل از ملی مذهبی آنا رفیعی دختر دکتر حسین رفیعی عضو شورای فعالان ملی مذهبی که هم اکنون در زندان اوین به سر می برد در نامه ای به حسن روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران ضمن اشاره به حبس پدرش نسبت به بیماری مادرش که بر اثر شرایط عصبی تشدید شده ابراز نگرانی کرده و خواستار مرخصی دکتر رفیعی در این شرایط حساس شده است.
در نامه آنا رفیعی خطاب به رئیس جمهور آمده است:” مادرم به خاطر ناراحتی قلبی و تنفسی به دستور پزشک باید در آرامش و به دور از هیاهو و آلودگی شهر زندگی کند لذا مدت هاست که ساکن شهر دماوند شده است اما حمله نیروهای وزارت اطلاعات در تیرماه ۹۳ به خانه آرام او منجر به حمله و شوک عصبی او شد و نه تنها قلب او را ناراحت کرد که بیماری پوستی پسوریازیس او را که سالها محو شده بود با شدت وسیعی بازگرداند. هر کس با این بیماری درگیر است می داند که رابطه مستقیم با شرایط عصبی دارد و چقدر بیماری آزاردهنده ای است.”
وی با اشاره به بیماری سنگ کلیه و شرایط نامناسب جسمانی مادرش ادامه داده است:” پدر من سی سال استاد دانشگاه تهران بوده و مادرم چهل سال در این سرزمین مددکار اجتماعی بوده است. هر دو شهروندانی عادی بوده اند که با التزام به قانون اساسی سعی در رشد و توسعه کشورشان داشته اند. پدرم نه معاون رئیس جمهور بوده و نه به اتهام اختلاس و دزدی اموال مردم بازداشت شده است. و احتمالا اگر یکی از این دو را در سابقه خود داشت، تاکنون دستور مرخصی او امضا شده بود. کما اینکه در گذشته ای نه چندان دور این اتفاق روی داده است!! “
متن کامل این نامه به شرح زیر است:
به نام خدا
جناب آقای دکتر روحانی
ریاست محترم جمهوری
با سلام
من و پدرم چندین بار برای شما نامه نوشته ایم و هر دو از بی قانونی هایی که در پرونده پدرم جریان دارد و مسبب آن وزارت اطلاعات تحت امر شماست، سخن گفته ایم. ماه گذشته نیز ۳۷۰ استاد دانشگاه از جمله برندگان جایزه نوبل شیمی و فیزیک و استاد برجسته دانشگاه MIT، پروفسور نوام چامسکی از شما درخواست آزادی پدرم را کردند. سازمان های علمی و حقوق بشری معتبری چون انجمن شیمی آمریکا، آکادمی های ملی علوم از کشورهای مختلف، کمیته دانشمندان نگران و موسسه دانشمندان در خطر نیز همگی در نه ماه گذشته به شما نامه های زیادی نوشته اند و خواستار رسیدگی به پرونده پدرم و آزادی او شده اند. همگی پدرم را دانشمند آزاده ای می شناسند که با بهره مندی از علم خود در راستای ارتقای امنیت و مصالح ملی کشورش و بسط دموکراسی و حقوق بشر تلاش کرده است. و این برایشان تعجب برانگیز است که چطور ایران با چنین شخصیتی چنین برخورد قهرآمیزی می کند؟! من پاسخی ندارم و احتمالا شما هم پاسخی نداشته اید که تا به حال به هیچکدام از نامه ها جوابی نداده اید.
جناب رئیس جمهور ،
این بار اما می خواهم از ظلمی بنویسم که احتمالا برای آن نیز پاسخی موجود نیست. می خواهم از مادرم بنویسم که به خاطر دستگیری ناحق و غیر قانونی پدرم چقدر مورد ظلم و آزار واقع شده است. مادرم دوران جوانی چریکی بوده است که علیه ظلم و بیدادگری های شاه تا پای جانش ایستاد. او از جوانی اش گذشت تا حداقل دوران سالخوردگی آرامی را سپری کند اما مگر می گذارند!
مادرم به خاطر ناراحتی قلبی و تنفسی به دستور پزشک باید در آرامش و به دور از هیاهو و آلودگی شهر زندگی کند لذا مدت هاست که ساکن شهر دماوند شده است اما حمله نیروهای وزارت اطلاعات در تیرماه ۹۳ به خانه آرام او منجر به حمله و شوک عصبی او شد و نه تنها قلب او را ناراحت کرد که بیماری پوستی پسوریازیس او را که سالها محو شده بود با شدت وسیعی بازگرداند. هر کس با این بیماری درگیر است می داند که رابطه مستقیم با شرایط عصبی دارد و چقدر بیماری آزاردهنده ای است.
پدرم را در خرداد ۹۴غیرقانونی در خیابان و بدون حکم قضایی بازداشت کردند و مادرم به خاطر رسیدگی به شرایط او مجبور به اقامت در تهران و رفت و آمد هفتگی به دادستانی و دادسرا در نقاط پرترافیک و آلوده شهر شده است که برای بیماری های او بسیار خطرناک است. مدتی است بیماری گواتر او پیشروی کرده و طبق دستور پزشک نیاز به عمل جراحی دارد. هفته گذشته با مدارک پزشکی و دستور عمل جراحی پزشک متخصص خود به دادستانی مراجعه کرد و درخواست مرخصی برای پدرم کرد تا در این شرایط کنار او باشد. فکر می کنم حق هر کسی هست که بخواهد رفیق و یار و شریک زندگی خود را در این شرایط همراه خود داشته باشد.
در حالیکه منتظر جواب دادستانی بودیم متاسفانه مادرم با درد شدید کلیه به اورژانس بیمارستان مراجعه کرده و در آنجا متوجه وجود سنگ در کلیه اش می شوند. و در این بحبوحه، آقای دادستان دیروز زیر نامه تقاضای مادرم نوشته اند که باید به پزشکی قانونی مراجعه شود. آیا این ظلم نیست که مادر من در شرایط اورژانسی و با درد به پزشکی قانونی برود که تا شاید بعد از آن مرخصی به پدرم بدهند یا نه؟
جناب آقای روحانی،
پدر من سی سال استاد دانشگاه تهران بوده و مادرم چهل سال در این سرزمین مددکار اجتماعی بوده است. هر دو شهروندانی عادی بوده اند که با التزام به قانون اساسی سعی در رشد و توسعه کشورشان داشته اند. پدرم نه معاون رئیس جمهور بوده و نه به اتهام اختلاس و دزدی اموال مردم بازداشت شده است. و احتمالا اگر یکی از این دو را در سابقه خود داشت، تاکنون دستور مرخصی او امضا شده بود. کما اینکه در گذشته ای نه چندان دور این اتفاق روی داده است!!
مادرم می گوید به خدا واگذار می کند. اما من برای شما نوشتم چون همین پدر و مادر به من آموختند که در برابر ظلم نباید سکوت کرد. در کشوری که داعیه حکومت عدل علی (ع ) را دارد آیا چنین ظلمی رواست؟ اگر علی (ع) به جای آن دادستان نشسته بود چه می کرد؟ شما بگویید.
از شما به عنوان مسئول اجرای حقوق شهروندی تقاضا دارم حقوق پایمال شده پدرو مادرم را احقاق کنید و به این ظلم پایان دهید.
با احترام
آنا رفیعی (فرزند دکتر حسین رفیعی- فعال ملی – مذهبی)
۱۳ اسفند ۱۳۹۴
تعداد همدردی=0
 نظرات:
Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
   Bazdasht بازداشت:اخبار ورود و خروج زندان ها و بازداشت گاه ها
Bazdasht.com



بیشترین همدردی

زینب سکانوند در زندان ارومیه اعدام شد

نگرانی‌ در مورد سلامتی نازنین زاغری و بی‌توجهی دولت بریتانیا

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﭘﯿﺎﻡ (ﻫﺎﻟﻮ) ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺯﻧﺪﺍﻥ

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

ادمین کانال تلگرامی اصلاحات نیوز بازداشت شد

فاطمه حقیقت‌جو: برای خواهرم، اتهام امنیتی عنوان شده و مسئول بازداشت او، سپاه است

اعتصاب غذای فرشید ملک زاده

قدریه قادری روزها را با رنجهای بیماری در زندان میشمارد




بیشترین بازدید

چشمان من کمر سوخته‌شده و بدن دِشنه‌خورده پدرم را دید، چشمان من انگشتان شکسته‌شده و آرنج آویزان عمویم را دید

ساختار كلی تشكیلات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

مهوش ثابت زندانی بهایی از فائزه هاشمی می گوید

گزارش تصویری از دیدار بانو مهوش شهریاری ( ثابت ) با تنی چند از فعالان مدنی

بیو گرافی شهنام گلشنی مدیر سایت مثقال

آتش زدن و بریدن زبان به گناه ایمان به دیانت بهایی

وضعیت وخیم دو شهروند بهایی در زندان اصفهان

بازداشت تاجر موفق بهایی به همراه دخترش در شیراز

مونا به خاطر سن و سال کمش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد

افزایش چهل درصدی تعداد زندانیان بهایی تنها در پنج روز




آخرین بازدید

آقای رئیس جمهور علت این همه ظلم به مادرم چیست؟

نامه نرگس محمدی به رئیس قوه قضاییه: چرا فرزندانم را از شنیدن صدای مادر محروم کرده‌اید؟

زانیار عثمانی در بانه آزاد شد

سه زندانی در گرگان و مهاباد اعدام شدند

چهار زندانی در ندامتگاه مرکزی کرج اعدام شدند

رییس زندان شهرام پورمنصوری را ملزم به انتخاب سلول انفرادی یا فک اعتصاب غذا کرد

صدور قرار کفالت برای زرتشت احمدی راغب

۹ اعدام دیگر در ایران رقم میخورد

یک سرباز کُرد توسط حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران در اشنویه بازداشت شد

نگرانی در خصوص وضعیت وخیم سلامتی یک زندانی سیاسی کُرد در زندان میناب




آخرین نظرات

داداشی ایشالا آزادیت

با امتنان از خانم مهر انگیز کار که با مهر مبادرت به کاری ...

آنها همچنان ما را سرکوب میکنند و ما با تکیه بر آموزشهای ...

نمیدونم چی بگم امامدتها قبل پسرفامیلمون موتوری دزدی نا...

سلام این ننگ را به جامعه اهل سنت باید تسلیت گفت

هموطنان عزيز سلام .سخني کوتاه با عاشقان شهدا با عاشقان ا...

بخودت بیاازتاثیر گذاران مفلوک خوددوری کن بیخودی رابیشت...

سلام آقای گلشنی از خاطرات اقامتتان در شهرستان ساوه برای...

من ۳ فروردین ۹۷ به دلیل مهریه رفتم زندان زندان مرکزی بو...

خوبه که . همه ی ضد انقلاب ها و منافقا رو میگیریم اینطوری